Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود کتاب صوتی عاشق مترسک

۱۸ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر

دانلود کتاب صوتی عاشق مترسک

دانلود کتاب صوتی عاشق مترسک

کتاب «عاشق مترسک» توسط نویسنده انگلیسی‌تبار خود، «فیلیس هستینگز» به رشته تحریر درآمد. شخصیت اصلی کتاب صوتی عاشق مترسک، یک دختر است که ازنظر ذهنی عقب‌مانده بوده و در یک روستای دورافتاده با پدر عصبی خود، زندگی می‌کند. دخترک همواره در رویای زندگی بهتر روزهای خود را سپری کرده تا آنکه رویا و انگیزه‌ای جدید به زندگی وی رنگی تازه می‌زند و به آرزوهای دخترک، جامه عمل می‌پوشاند.

خلاصه‌ای از کتاب صوتی عاشق مترسک:

فیلیس هستینگز، در کتاب عاشق مترسک، به رویای یک دختر، جان می‌بخشد و برخلاف دیگران که او را دست‌کم می‌گیرند، برای دختر زندگی با طعم لذت می‌سازد. کتاب صوتی عاشق مترسک به زندگی روزمره تمامی ما انسان‌ها نزدیک است و بن‌مایه‌ای رئال دارد، اگرچه که نویسنده تا اواسط داستان سعی دارد مخاطبان خود را فریب دهد و با این کار هر چه بیشتر خلاقیت خود را به آن‌ها اثبات نماید اما درنهایت مشت خود را باز می‌کند و هدف از داستان‌پردازی خود را مطرح می‌کند.

رویا کلمه‌ای است باورپذیر، اما برای کسانی که در اوج ضعف، به تغییر با سعی و تلاش اعتقاددارند.
کتاب صوتی عاشق مترسک تلاش می‌کند هدف را برای مخاطب خود تعریف کرده و آن را در لابه‌لای کلمات خود به مخاطب القا نماید. ابتدا در کتاب صوتی عاشق مترسک، مخاطب فکر می‌کند که فیلیس(نویسنده) از صنایع ادبی جان‌بخشی به اشیا استفاده کرده است و با یک کتاب صوتی تخیلی سروکار دارد و همین بر جذابیت این کتاب صوتی بیش‌ازپیش اضافه می‌نماید.

در کتاب صوتی عاشق مترسک فحوای کلام نویسنده، امید در پس تاریکی است. همان‌طور که خواهید شنید آنجا که دخترک تلاش می‌کند تا به علت همزادپنداری با مترسک، آن را برای مزرعه پدر خود درست کند، درواقع اولین قدم برای تغییر زندگی خود را برداشته است.

تم نگارشی فیلیس(نویسنده) ملموس و زیرکانه است، وی برای توضیح وقایع از عناصر نویسندگی، به‌گونه‌ای استادانه کمک می‌گیرد که مخاطب را برای دنبال نمودن و فضاسازی در ذهن خود مجذوب می‌کند.

آنچه بر شنونده در مورد این اثر صوتی پوشیده نخواهد ماند نقدی است که بر زندگی خود روا می‌دارد، گاه به افسردگی‌هایش می‌خندد و گاه چنان شخصیت دخترک را به خود نزدیک می‌بیند که گویی مخاطب به‌جای دخترک در مشکلات غوطه ور شده است.

ترس و تنهایی از دیگر کلماتی هستند که فیلیس در ابتدای این کتاب، مخاطب را درگیر آن می‌کند، دخترک از تنهایی می‌ترسد گاه افسرده است و هیچ دل‌مشغولی به‌جز نگاه کردن به طلوع و غروب خورشید ندارد تا آنکه معجزه از راه می‌رسد و رویای دخترک تحقق می‌یابد.

کتاب صوتی عاشق مترسک چیدمان شخصیت بی‌نظیری دارد، اتفاق‌ها سر موقع می‌افتند و شخصیت تازه‌ای وارد داستان می‌شود تا مضمون داستان را پیش برد. کتاب عاشق مترسک، از زبان اول‌شخص بازگو می‌شود اگرچه که گاهی به حالت گفت‌وگو درمی‌آید اما راوی وقایع و اتفاقات، دخترک است.

مترسک نمادی از امید و آرزو است که اگرچه یک دزد فراری بوده اما برای شخصیت داستان ما معجزه‌ای بسیار شیرین تلقی می‌شود. در کتاب صوتی عاشق مترسک دخترک احتیاج دارد باکسی حرف بزند و دزدی هم که از دست پلیس فرار کرده است نیاز دارد تا درجایی امن مخفی گردد، تقابل در زمان درست، چیزی است که نویسنده تلاش کرده آن را به سبک خود شرح دهد.

پایان در کتاب صوتی عاشق مترسک به دو گونه‌ای فریبنده است آنجا که مترسک تصمیم به رفتن دارد و یا آنجایی که به ندای قلبی خود گوش می‌دهد، درواقع فراز نشیب‌هایی که نویسنده به داستان می‌دهد هرلحظه ممکن است برای مخاطب تجربه‌ای جدید به همراه داشته باشد.

قسمتی از کتاب عاشق مترسک:

کسانی هستند که از موش می‌ترسند. بعضی‌ها هم از دزدها و بعضی هم از اشباح وحشت دارند. خیلی‌ها هم هستند که می‌ترسند و خودشان هم نمی‌دانند که از چه چیزی می‌ترسند. ولی من شخصا دیگر از چیزی واهمه ندارم.

گرچه در این خانه روستایی در میان مزرعه تنها هستم و بیرون هم سوز می‌آید. معمولا صدای خروش دریا را باوجودی که از ما دور است می‌شنویم ولی امشب صدای باد و دریا به هم‌آمیخته و خروش آن‌ها یک‌صدا شده.

در آشپزخانه صداهای مانوس همیشگی به گوشم می‌رسد، تیک‌تاک ساعت، صدای شعله‌هایی که روی لبه هیزم‌ها بالا می‌روند و قرچ مبل‌ها. اما آنچه بیش از هر صدای دیگر به گوشم می‌رسد، صدای قلم روی کاغذ است.

مدت‌ها بود که دلم می‌خواست بنشینم و چیزهایی روی کاغذ بیاورم. وقتی دختربچه‌ای بیش نبودم اغلب این کار را می‌کردم ولی همه به من می‌خندیدند چون آن‌ها معنی آنچه را می‌نوشتم درک نمی‌کردند. اما اکنون دیگر برایم اهمیت ندارد چون وقتی چشم‌های بیگانه به این نوشته بیفتد، من دیگر اینجا نخواهم بود.

خودم می‌دانم دقیقا چه‌کار باید بکنم. در میان این طوفان پا به حیاط می‌گذارم و به سمت جاده به راه می‌افتم. از آنجا پا به کوره‌راهی می‌گذارم که از میان مزرعه گندم پیش می‌رود و می‌گویند اهالی روم باستان آن را ساخته‌اند.

راهی است که به سمت صخره‌های دریایی منتهی می‌شود. به آن صخره‌های بلند سفیدرنگ که اسمشان دیوار انگلستان است. با در آنجا شدیدتر است و شب نه ماه دارد و نه ستاره، درنتیجه در آن ظلمت نمی‌فهمم که چه وقت دیگر زمینی در زیر پایم نیست. احتمالا به نظرم یکی از آن کابوس‌های همیشگی می‌رسد.

باد دور سرم می‌چرخد و امواج دریا مرا در خود می‌گیرند. خودکشی گناه است ولی من از آن نمی‌ترسم. درست یا غلط، لغاتی است که در مغز من مغشوش می‌شوند، باهم قاتى می‌شوند… یعنی به تمسخر آن‌ها اعتنایی نکنم ولی ترس بر اندامم غلبه می‌کرد. سراپا یخ می‌کردم. در خود فرومی‌رفتم. دلم می‌خواست مثل خارپشت سرم را زیر شکمم فرومی‌بردم آن‌وقت می‌توانستم آنچه را به من می‌گفتند نادیده بگیرم.

نمی‌بایست به سوالی جواب می‌دادم. دوست نداشتم کسی به من توجه بکند. دلم می‌خواست مثل مورچه‌ها کوچک باشم. دلم نمی‌خواست روی قبرم سنگی بگذارند که مشخصاتم روی آن نوشته‌شده باشد. از همان موقع بود که دلم برای مترسک‌ها می‌سوخت. آن‌طور تنها بودن و آن‌طور واضح با پرندگانی که چپ‌چپ تو را می‌نگریستند و شگفت‌زده…

آن‌وقت بود که به پدرم گفتم:

می‌خواهم برایتان یک مترسک درست کنم.
پک عمیقی به چپقش زد و پنج‌دقیقه‌ای هم سکوت کرد. خصلتش آن‌چنان بود. افراد غریبه خیال می‌کردند که او جمله‌شان را نشنیده و سوال خود را تکرار می‌کردند، کاری که سخت عصبانی‌اش می‌کرد ولی من می‌دانستم که در آن سکوت دارد فکر می‌کند.

خرید آنلاین و دانلود کتاب صوتی عاشق مترسک ، از لینک زیر :

دانلود کتاب

نويسنده / مترجم : فیلیس هستینگز/بهمن فرزانه
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : ۳۴۰ مگابایت

منبع : وبسایت نوار



لینک کوتاه مطلب

http://1000book.ir/?p=707

برچسب ها

مطالب مشابه